Velvet sin

ادامه ی part 4
POW موروزوا
°"چقدر ضعیفی، موروزووا"

یخ رو برداشت و دوباره چسبوند به پوستم . این بار فشارش بیشتر بود . انقدر که حس کردم پوست داره می‌سوزه....

⊙ "بگو"

⊙"هیچ... هیچی... نمی‌گم..." نفسم بند اومده بود

انگشتش رفت سمت یقه لباسش...

⊙ "باشه. وقتی خودت خواستی، بهم می‌گی"

و با یه حرکت سریع، تیشرتش رو از تنش بیرون کشید و اوفففف...بدنش..می‌تونم بگم بهترین بدنیه که دیدم هر دختر دیگه ای بود الان غش کرده بود ، عضلات شکم ، بازو ....نه الیزاوتا تو نباید به این چیزا فکر کنی...نه من فقط نفرت حس میکنم و خون و درد

⊙ "ولی قبلش، بذار یه کم گرم بشیم"

دستش شروع کرد به لمس کردن پوستم ، لباسم پاره شده و بود بخش زیادی از پوستم رو نشون میداد ، از بازو، تا شونه، و بعد...ترقوه ام . تنم یخ زده بود ، ولی زیر لمس اون ، یه گرمای ناخواسته داشت پخش می‌شد

⊙ "چه پوست لطیفی داری..."

نفسش داغ بود و صورتش نزدیک

⊙ "فکر نمی‌کردم اینقدر جذاب باشی وقتی داری درد می‌کشی"

☆"دست... از... سرم... بردار..."

⊙"مگه خودت نخواستی؟"

☆"چی_ چیییی معلومه که نهههه"

انگشتش رو کشید روی ترقوه ام و من از شدت یه حس عجیب ، نفسم بند اومد...

⊙"من فقط دارم کاری رو می‌کنم که تو هم دلت می‌خواد"

☆"دروغگو! من... من ازت متنفرم!"

☆"معلومه"

اومد جلوتر، لب‌هاش نزدیک گوشم...

⊙"منم ازت متنفرم . از اینکه پدرت منو مجبور کرد بیام دنبال تو . از اینکه الان اینجا تو این اتاق لعنتی باهاتم"

ولی با لحنی می‌گفت که انگار داشت اعتراف عشق می‌کرد

⊙ "ولی این نفرت... داره تبدیل به یه چیز دیگه می‌شه"

بعد‌، لب‌هاش رو گذاشت روی گردنم . مکید . جای داغی روی پوست سردم گذاشت...

"این زخم... اولین زخمته. مال من"

------
دیدگاه ها (۲)

Velvet sin

Velvet sin

--- پارت چهارم(POV الیزاوتا)سرم گیج می‌رفت... سرمای گزنده مث...

Velvet sin

--- پارت چهارم(POV الیزاوتا)سرم گیج می‌رفت... سرمای گزنده مث...

این همون پارت ۴ عهههههه ، منتها دیدگاه پسرم الکسیییی (POV ال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط